Tuesday, September 25, 2007

اعلاميۀ جهاني حقوق بشر

اعلاميۀ جهاني حقوق بشر

مقدمه

از آنجا که شناسايي حيثيت ذاتي کليه اعضايي خانوادۀ بشري و حقوق يکسان و انتقال ناپذير انان اساس آزادي، عدالت و صلح را در جهان تشکيل مي دهد: از انجا که عدم شناسايي و تحقير بشر منتهي به اعمال و حشيانه اي گرديده است که روح بشر را به عصيان و اداشته و ظهور دنيايي که در آن افراد بشر در بيان و عقيده، آزاد و از ترس و فقر، فارغ باشند به عنوان بالاترين آمال بشر اعلام شده است، از آنجا که اساساً حقوق انساني را بايد با اجراي قانون حمايت کرد تا بشر به عنوان آخرين علاج به قيام بر ضد ظلم و فشار مجبور نگردد، از انجاکه اساساً لازم است توسعه روابط دوستانه بين ملل را مورد تشويق قرار داد، از آنجا که مردم ملل متحد، ايمان خود را به حقوق اساسي بشر و مقام و ارزش فرد انساني و تساوي حقوق مر و زن مجدداً در منشور، اعلام کرده اند و تصميم را سخ گرفته اند که به پيشرفت اجتماعي، کمک کنند و در محيطي آزاد، وضع زندگي بهتري به وجود اورند از آنجا که دول عضو، متعهد شده اند که احترام جهاني و رعايت واقعي حقوق بشر و آزاديهاي اساسي را با همکاري سازمان ملل متحد تامين کنند، از انجا که حسن تفاهم مشترکي نسبت به اين حقوق بشر را آرمان مشترکي براي اجراي کامل اين تعهد، کمال اهميت را دارد، مجمع عمومي اين اعلاميه جهاني حقوق بشر را آرمان مشترکي براي تمام مردم و کليه ملل، اعلام مي کند تا جميع افراد و همه ارکان اجتماع، اين اعلاميه را دايماً در مدنظر داشته باشند و مجاهدت کنند که به وسيله تعليم و تربيت، احترام اين حقوق و آزاديهاتو سعه يابد و با تدابير تدريجي ملي و بين المللي، شناسايي و اجراي واقعي و حياتي آنها چه در ميان خود ملل و چه در بين مردم کشوهاي که قلمرو آنها مي باشند تامين گردد.

ماده ١

تمام افراد بشر آزاد به دنيا مي آيند و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند همه داراي عقل و وجدان مي باشند و بايد نسبت به يکديگر با روح برادري رفتار کنند.

ماده ٢

هرکسي مي تواند بدون هيچ گونه تمايز، مخصوصاً از حيثيت نژاد، رنگ، جنس، مذهب، عقيده سياسي يا هرعقيده ديگر و همچنين مليت، وضع اجتماعي، ثروت، ولادت يا هر موقعيت ديگر، ازتمام حقوق و کليه آزاديهايي که در اعلاميه حاضر ذکر شده است، بهره مند گردد،

به علاوه هيچ تبعيضي به عمل نخواهد آمد که مبتني بر وضع سياسي، اداري و قضايي يا بين المللي کشور يا سرزميني باشد که شخص به آن تعلق دارد، خواه اين کشور مستقل، تحت قيمومت يا غير خود مختار بوده يا حاکميت آن به شکلي محدود شده باشد.

ماده ٣

هر کسي حق زندگي، آزادي و امنيت شخصي دارد

ماده ٤

احدي را نمي توان در بردگي نگاهداشت و داد و ستد بردگان به هر شکلي که باشد ممنوع است.

ماده ٥

احدي رانمي توان تحت شکنجه يا مجازات يا رفتاري قرار داد که ظالمانه و يابرخلاف انسانيت و شوون بشري يا موهن باشد.

ماده ٦

هرکسي حق دارد کي شخصيت حقوقي در همه جا به عنوان يک انسان در مقابل قانون شناخته شود.


ماده ٧

همه در برابر قانون مساوي هستند و حق دارند بدون تبعيض و بالسويه از حمايت قانون برخوردار شوند. همه حق دارند در مقابل هر تبعيضي که ناقض اعلاميه حاضر باشد و بر عليه هر تحريکي که براي چنين تبعيضي به عمل آيده به طور تساوي از حمايت قانون بهره مند شوند.

ماده ٨

در برابر اعمالي که حقوق اساسي فرد را مورد تجاوز قرار بدهد وآن حقوق به وسيله قانون اساسي يا قانون ديگري براي او شناخته شده باشد هرکسي حق رجوع موثر به محاکم مالي صالحه دارد.

ماده ٩

احدي نمي تواند خودسرانه توقيف، حبس يا تبعيدبشود.

ماده ١٠

هرکسي با مساوات کامل حق داردکه دعوايش به وسيله دادگاهي مستقل و بي طرف، منصفاته و علنا رسيدگي گردد و چنين دادگاهي در باره حقوق و الزامات او يا هر اتهام جزايي که به او تو جه پيدا کرده باشد، اتخاذ تصميم بنمايد.

ماده ١١

١ هرکس که به بزه کاري متهم شده باشد بي گناه محسوب خواهد شد تا وقتي که در جريان يک دعواي عمومي که در آن کليه تضمينهاي لازم براي او تامين شده باشد، نقصير او قانوناً محرز گردد.

٢ هيچ کس براي انجام يا عدم انجام عملي که در موقع ارتکاب آن عمل به موجب حقوق ملي يا بين المللي جرم شناخته نمي شده است محکوم نخواهد شد. به همين طريق هيچ مجازاتي شديد تر از آنچه که در موقع ارتکاب جرم بدان تعلق مي گرفت در باره احدي اعمال نخواهد شد.

ماده ١٢

احدي در زندگي خصوصي، امور خانوادگي، اقامتگاه يا مکاتبات خود نبايد مورد مداخله هاي خودسرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نبايد مورد حمله قرارگيرد، هرکس حق دارد که در مقابل اين گونه مداخلات و حملات، مورد حمايت قانون قراد گيرد.

ماده ١٣

١ هرکسي حق دارد که در داخل هر کشوري آزادنه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نمايد.

٢ هرکسي حق دارد که هرکشوري و ازجمله کشور خود را ترک يابه کشور خود باز گردد.

ماره ١٤

١ هرکس حق دارد که در برابر تعقيب، شکنجه و آزار، پناهگاهي جستجو کند و در کشورهاي ديگر پناه اختيار کند.

٢ در مواردي که تعقيب واقعاً مبتني به جرم عمومي و غير سياسي يا رفتار هاي مخالف با اصول و مقاصد ملل متحد باشد، نمي توان از اين حق استفاده نمود

ماده ١٥

١ هرکس حق دارد داراي تابعيت باشد

٢ احدي رانمي توان خودسرانه از تابعيت خود يا از حق تقير تابعيت محروم کرد.

ماده ١٦

١ هرزن و مرد بالغي حق دارند بدون هيچ گونه محدوديت از نظرنژاد، مليت، تابعيت يا مذهب با همديگر زناشويي کنند و تشکيل خانواده دهند. در تمام مدت زناشويي و هنگام انحلال آن، زن و شوهر در کليه امور مربوط به ازدواج داري حقوق مساوي مي باشند.

٢ ازدواج بايد با زضايت کامل و آزادانه زن و مرد واقع شود.

٣ خانواده زکن طبيعي و اساسي اجتماع است و حق دارد از حمايت جامعه و دولت بهره مند شود.

ماده ١٧

١ هرشخصي، منفرداً يا به طور اجتماع حق مالکيت دارد.

٢ احدي را نمي توان خودسرانه از حق مالکيت محروم نمود.

ماده ١٨

هرکس حق دارد که از آزادي فکر، وجدان و مذهب بهره مند شود. اين حق متضمن ازادي تعيير مذهب يا عقيده و همچنين متضمن آزادي اظهار عقيده و ايمان مي باشد و نيز شامل تعليمات مذهبي و اجراي مراسم ديني است. هرکسي مي تواند از اين حقوق منفرداً يا مجتمعاً به طور عمومي برخوردار باشد.

ماده ١٩

هرکسي حق آزادي عقيده و بيان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقيده خود بيم و اضطرابي نداشته بآشد و در کست اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن، به تمام و سايل و بدون ملاحظات مرزي، آزاد باشد.

ماده ٢٠

١ هرکس حق دارد آزادانه مجامع و جمعيتهاي مسالمت آميز تشکيل دهد.

٢ هيچ کس رانمي توان مجبور به شرکت در اجتماعي کرد.

ماده ٢١

١ هرکس حق دارد که در ادارۀ امور عمومي کشور خود، خواه مستقيماً و خواه با وساطت نمايندگاني که آزادانه انتخاب شده باشند شرکت جويند.

٢ هرکس حق دارد با تساوي شرايط به مشاعل عمومي کشور خود نايل آيد.

٣ اساس ومنشاقدرت حکومت، ارادۀ مردم است. اين اراده بايد به وسيله انتخاباتي ابراز گردد که از روي صداقت و به طور ادواري صورت پذيرد. انتخابات بايد عمومي و بارعايت مساوات باشد و با راي مخفي يا طريقه اي نظير آن انجام گيرد که آزادي راي راتامين نمايد.

ماده ٢٢

هر کسي به عنوان عضو اجتماع حق امنيت اجتماعي دارد و مجاز است به وسيله مساعي ملي و همکاري بين المللي به حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصيب اوست با رعايت تشکيلات و منابع هرکشور به دست آورد.

ماده ٢٣

١ هرکسي حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه انتخاب نمايد، شرايط منصفانه و زضايت بخشي براي کار خواستار باشد و در مقابل بيکاري مورد حمايت قرارگيرد.

٢ همه حق دارند که بدون هيچ تبعيض در مقابل کار مساوي، اجرت مساوي دريافت دارند.

٣ هر کسي که کار مي کند به مزد منصانه و رضايت بخشي ذي حق مي شود که زندگي او و خانواده اش را موافق شوون انساني تامين کند وآن را در صورت لزو با هر نوع و سايل ديگر حمايت اجتماعي، تکميل نمايد.

٤ هر کسي حق دارد که براي دفاع از منابع خود باديگران اتحاديه تشکيل دهد و در اتحاديه ها نيز شرکت کند.

ماده ٢٤

هرکسي حق استراحت و فراغت و تفريح دارد و به خصوص به محدوديت معفول ساعات کار و مرخصيهاي ادواري با اخذ حقوق ذي حق مي باشد

ماده ٢٥

١ هر کس حق دارد که سطح زندگاني او، سلامتي و رفاه خود و خانواده اش را از حيث خوراک و مسکن و مراقبتهاي طبي و خدمات لازم اجتماعي تامين کند و همچنين حق دارد که در مواقع بيکاري، بيماري ، نقص اعضاء بيوگي، پيري يا درتمام موارد ديگري که به علل خارج از اراده انسان، وسايل امرار معاش از بين رفته باشد، از شرايط آبرومندانه زندگي برخوردار شود.

٢ مادران و کودکان حق دارند که ازکمک و مراقبت مخصوصي بهره مند شوند. کودکان چه براثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنيا آمده باشند، حق دارند که همه از يک نوع حمايت اجتماعي برخوردار شوند.

ماده ٢٦

١ هرکس حق دارد از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش لااقل تا حدودي که مربوط به تعليمات ابتدايي و اساسي است بايد مجاتي باشد. آموزش ابتدايي اجباري است. آموزش حرفه اي بايد عموميت پيدا کند و آموزش عالي بايد با شرايط تساوي کامل، به روي همه باز باشد تاهمه بنابه استعداد خود بتوانند از آن بهره مند گردند.

٢ آموزش و پرورش بايد طوري هدايت شوند که شخصيت انساني هر کس را به حد اکمل رشد آن برساند و احترام حقوق و آزاديهاي بشر را تقويت کند. آموزش و پرورش بايد حسن تفاهم، گذشت و احترام عقايد مخالف و دوستي بين تمام ملل و جمعيتهاي نژادي يا مذهبي و همچنين توسعه فعاليتهاي ملل متحد را در راه صلح، تسهيل نمايد.

٣ پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به ديگران او لويت دارند.

ماده ٢٧

١ هر کس حق دارد آزادانه در زندگي فرهنگي اجتماع شرکت کند، ازفنون و هنر ها متمتع گردد و در پيشرفت علمي و فوايد آن سهيم باشد.

٢ هر کس حق دارد از حمايت منافع معنوي و مادي آثار علمي و فرهنگي يا هنري خود برخوردار شود.

ماده ٢٨

هر کس حق دارد بر قراري نظمي را بخواهد که از لحاظ اجتماعي و بين المللي، حقوق و آزاديهايي را که در اين اعلاميه ذکر گرديده است تامين کند و آنها را به مورد عمل بگذارد.

ماده ٢٩

١ هرکس در مقابل آن حامعه اي وظيفه دارد که رشد آزاد و کامل شخصيت او را ميسر سازد.

٢ هر کس در اجراي حقوق و استفاده از آزاديهايي خود، فقط تابع محدوديتهايي است که به وسيله قانون، منحصراً به منظور تامين شناسايي و مراعات حقوق و آزاديهاي ديگران و براي مقتضيات صحيح اخلاقي و نظم عمومي و رفاه همگاني، در شرايط يک جامعه دموکراتيک وضع گرديده است.

٣ اين حقوق و آزاديها، در هيچ موردي نمي تواند برخلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد.

ماده ٣٠

هيچ يک از مقررات اعلاميه حاضر نبايد طوري تفسير شود که متضمن حقي براي دولتي يا جمعيتي يا فردي باشد که به مرجب آن بتواند تحريک از حقوق و آزاديهاي مندرج دراين علاميه را از بين ببرد ويا در آن راه فعاليتي بنمايد.

No comments: